معرفی قبایل پشتون - طوری

قبیله طوری‌، ناحیه‌ای را که به نام کُرَّم شناخته می‌شود، در دو سوی رودخانه‌ای به همین نام در اختیار دارد که در شمال خوست و جنوب کوه سفید قرار دارد. درباره تبار و نژاد این قبیله و جاجی‌ها تردیدهایی وجود دارد.

۱- خود طوری‌ها دو روایت درباره اصل و نسب خود دارند؛ یکی اینکه آنان پیشتر در فارس ساکن بودند، اما پس از بروز مشکلات، تغانی ترک، نیای مشترک طوری‌ها و جاجی‌ها، به سوی شرق گریخته و سرانجام در نیلاب ساکن شده است؛ در حالی که روایت دیگر بیان می‌کند که آنان در اصل از سمرقند به نیلاب آمده‌اند. هر دوی این روایت‌ها ــ با وجود اختلاف درباره محل اولیه سکونت قبیله ــ هم‌داستان‌اند که این قبیله خود را از نسل ترک به نام تغانی می‌دانَد. «بادشاه‌نامه» به قبایل مختلفی که در حمله به پیشاور شرکت داشتند اشاره کرده و قبایل افغان را «اُلس» خوانده است، اما جاجی‌ها و طوری‌ها را «ایماق» نامیده است. هر دو واژه ترکی هستند، اما در حالی که «اُلس» معمولاً برای قبایل افغان به کار رفته، «ایماق» هرگز برای جز قبایل ترک‌تبار استفاده نشده است. این تمایز به ریشه ترکی آنان اشاره دارد.

۲- در یکی از موارد، خوشحال خان ختک در یادداشت‌های خود (بیاض) از طوری‌ها و نیز جاجی‌ها به عنوان کرلانی‌ها یاد کرده است. بر مبنای این گفته، برخی بزرگان طایفه طوری‌ و جاجی، نسب خود را به خوغیانئی پسر کودئی پسر کرن رسانده‌اند. حیات‌خان کَتَهَر به بیاض خوشحال خان ختک اعتبار می‌دهد و آنان را در قبیله خوگیانی وارد می‌کند. او می‌نویسد: «چه از نظر زبان و چه از نظر خوی و منش، از افغان قابل تمییز نیستند و در واقع، غرور و روحیه جنگی افغان را به‌طور چشمگیری دارا هستند.» [۲]. طوری‌، از نخستین نام‌های قبیله‌ای پشتون است. در تاریخ‌نامه هرات (نوشته ۱۳۱۸ میلادی) «احمد طوری‌» به عنوان یکی از سران برجسته افغان در قرن سیزدهم افغانستان (رویدادهای ۱۲۵۵ میلادی) ذکر شده است. به آنان لقب «ملوک عظام» یعنی «ملکان بزرگ افغانستان» داده شده است. [تاریخ‌نامه هرات، سیف بن محمد بن یعقوب هروی، ترجمه اردو پروف. سلطان الطاف علی، ص ۱۹۶]

۳- برخی نقل می‌کنند که طوری‌ و جاجی دو برادر از شاخه «موند» از نژاد اعوان بودند که در ساحل شرقی سند ساکن بودند. به دلایلی، آنان خویشان خود را ترک کرده و به ساحل غربی سند نقل مکان نمودند. در تابستان به دره کرم مهاجرت می‌کردند و در زمستان به دشت‌های نیلاب در ساحل شرقی سند بازمی‌گشتند. به‌تدریج دره کرم را تصرف کرده و سپس به‌طور دائم ساکن شدند و بخشی از طوایف کوچک بنگش‌ را بیرون راندند. نسل آنان در کرم رشد کرد و ساکنان اصلی منطقه را بیرون رانده و زمین‌هایشان را تصرف کرد. بازماندگان آنان به ترتیب طوری‌ها و جاجی‌ها نامیده می‌شوند. اعوان‌های منطقه جهلم که خود را از نسل قطب شاه، حاکم پیشین هرات، می‌دانند، بیان می‌کنند که جاجی‌ها و طوری‌ها نیز از نسل اویند، اما از زنی تُرکی. [تاریخ پشتون‌ها، هارون رشید، جلد ۴، ص ۵۰۰]

هرچه باشد، درباره خاستگاه این قبیله، تردیدی نیست که در دوره‌ای در نیلاب ساکن بوده‌اند، اما احتمالاً فقط به صورت کوچ‌نشین، و سالانه از آنجا به دره کرم مهاجرت می‌کردند. در یکی از این مهاجرت‌های سالانه، نزاعی میان قبیله و مالکان بنگش‌ در کرم درگرفت. در آن زمان، جاجی‌ها و طوری‌ها متحد بودند و نخستین حمله بر بنگش‌ها در دره هریاب صورت گرفت که جاجی‌ها آن را تصرف کردند. از هریاب، قبیله وارد دره کرم شد؛ جاجی‌ها میدان جاجی و طوری‌ها دره اصلی کرم را پایین‌تر از خرلاچی تصرف کردند. نخستین مکانی که طوری‌ها گرفتند «بُرخی» بود، سپس «پیوَر»، و پس از آن «شلوزان» محاصره شد؛ اما بنگش‌ها که در برابر تمام حملات مقاومت کرده بودند، مصالحه کرده و «همسایه» طوری‌ها شدند. بدین ترتیب، طوری‌ها به‌تدریج بر تمام دره مسلط شدند. امپراتور بابر، در نوشته‌های سال ۱۵۰۶ میلادی، از ساکنان «بوری» (که بی‌تردید اشتباه نگارشی برای طوری‌ است) یاد کرده است.

غلام‌خان، سوبدار میلیشیای کرم، حدود ۱۹۰۸. آبرنگ اثر ماژور آلفرد کراودی لاوت.
غلام‌خان، سوبدار میلیشیای کرم، حدود ۱۹۰۸. آبرنگ اثر ماژور آلفرد کراودی لاوت.

طوری‌ها و جاجی‌ها توسط ابوالفضل در «اکبرنامه» ذکر شده‌اند؛ جایی که سران قبایل آنان همراه با سران قبایل خلیل، محمد، گاگیانی، شرزاد، خضرخیل، عبدالرحمانی و دیگر طوایف غورغُست و غوریه‌خیل در سال ۱۵۸۶ میلادی، در اتک حضور یافتند تا درباره یوسف‌زایی‌ها نزد امپراتور مغول اکبر شکایت کنند.

پنج طایفه اصلی طوری‌ها عبارتند از:

۱- حمزه‌خیل

۲- مستوخیل

۳- دپّرزئی

۴- علی‌زئی

۵- غُندی‌خیل

کُرَم که کاملاً با همان رودخانه‌ای که از آن عبور می‌کند آبیاری می‌شود، پیشتر در اختیار بنگش‌ بود که طوری‌ با زور آن را گرفت. بسیاری از بنگش‌ها هنوز در تابعیت طوری‌ در کرم زندگی می‌کنند و بُوَلی‌مینِ کرمِ سفلی شاخه‌ای از بنگش‌ به‌شمار می‌روند.

برخلاف قبایل خیبر، قبایلی که در کرم ساکن‌اند، به‌طور سنتی به حاکمان سدوزایی مالیات می‌پرداختند. امیر دوست‌محمدخان بارکزایی در نخستین دوره حکومت خود، شروع به مطالبه مالیات در کرم و مناطق مجاور کرد. کرم به حاصلخیزی نسبی مشهور بود؛ علاوه بر گندم، این دره برنج باکیفیتی تولید می‌کرد که به بنو و کابل صادر می‌شد. طوری‌ها عمدتاً شیعه بودند. همین امر موجب شکل‌گیری چهار خاندان بزرگ سادات شد که هر طوری‌ به یکی از آنان به‌عنوان مرید وابسته بود. جز این، رهبری تثبیت‌شده‌ای وجود نداشت. «طوری نمونه» به‌عنوان یک دموکرات مطلق توصیف شده است. منابع تاریخی از خانواده‌های برجسته‌ای یاد می‌کنند، بدون اینکه جزئیات مهمی از فعالیت سیاسی‌شان ذکر کنند. در دهه ۱۸۵۰، ملک ظریفِ پیوَر هم‌پیمان مهم سردار محمداعظم‌خان بود. ملک شلوزان نیز به‌واسطه وصلت خانوادگی با امیر دوست‌محمدخان به دربار پیوند داشت.

در سراسر حکومت دوست‌محمدخان، گزارش شورش‌هایی از کرم به پایتخت کابل می‌رسید. بخش عمده این مقاومت را می‌توان واکنشی به «یورش‌های مالیاتی» دانست که گاه‌به‌گاه توسط والی افغان انجام می‌شد. مثلاً در سال ۱۸۵۱، طوری‌ها دژی را در گذرگاه پیوَار به‌مدت سه ماه در اختیار گرفتند. شورش آنان زمانی پایان یافت که امیر دوست‌محمدخان سردار محمداعظم‌خان را با نیرویی نیرومند به منطقه اعزام کرد. سه سال بعد، هشت‌هزار طوری‌ همان گذرگاه را محاصره کردند. در درگیری‌های بعدی در گذرگاه پیوَر، طوری‌ها شکست قاطعی خوردند. در مارس ۱۸۵۶، طوری‌ها با پسر سردار محمداعظم‌خان علیه شورش‌های خوستوال‌ها و وزیرهای درویش‌خیل همدست شدند. در آوریل ۱۸۵۷، غلام‌محمدخان گزارش داد که شورش جاجی‌های مجاور «به‌طور دوستانه توسط ملکان طوری‌ سرکوب شد». یک سال بعد، سردار محمداعظم‌خان با کمک ملک ظریفِ پیوَار، شورش اهالی بلیامین در میرانزایی همجوار را سرکوب کرد.

در دوره امیر شیرعلی، کرم از سال ۱۸۶۹ تحت حکومت ولی‌محمدخان، برادر ناتنی امیر که مادرش طوری‌ بود، اداره می‌شد. در سال ۱۸۷۶، ولی‌محمدخان به‌دلیل شکایت ملکان کرم از حکومت برکنار شد.

دولت کابل در سال ۱۸۷۹ در جریان جنگ دوم افغان-انگلیس از کرم بیرون رانده شد. طوری‌ها از انگلیسی‌ها استقبال کرده و حمایت کامل از آنان نمودند. یکی دو سال بعد نیروهای انگلیسی دره را ترک کردند. بااین‌حال، دولت بریتانیا به امیر اعلام کرد که کرم به‌عنوان یک «حمایت‌شدگی بریتانیا» تلقی خواهد شد. دره در سال ۱۸۹۲ دوباره توسط انگلیسی‌ها اشغال شد. نیرویی قدرتمند از میلیشیا که طوری‌ها عنصر اصلی آن بودند، در سال ۱۸۹۳ تشکیل شد. این نیرو همواره نسبت به انگلیسی‌ها استوار و قابل‌اعتماد بود و در سال ۱۸۹۷ نیز اعتبار کسب کرد، و در سال ۱۹۱۹ ــ در جنگ سوم افغان-انگلیس ــ استوار ماند، در حالی که بسیاری از سایر واحدهای نامنظم، از جمله تفنگداران خیبر و میلیشیای وزیرستان شمالی و جنوبی، شورش کرده یا گریختند.

طوری‌ها رقص جنگی ویژه‌ای دارند که در هر گردهمایی بزرگ قبیله ای اجرا می‌شود. زمین خالی می‌شود و نوازندگانی با طبل و نی‌های جیغ‌کش ظاهر می‌شوند تا جوانان را به شرکت در نمایش ترغیب کنند. پس از آغاز، این رقص فعالیتی بسیار طاقت‌فرسا برای شرکت‌کنندگان فراهم می‌کند.»

رقص جنگی طوری‌ها، دره کرم، ۷ مارس ۱۹۰۳. از «گرافیک»
رقص جنگی طوری‌ها، دره کرم، ۷ مارس ۱۹۰۳. از « مجله گرافیک»
«جِرگه» زیر سایه درختی بزرگ در پاراچنار (district کرم)، ۱۹۲۹.
«جِرگه» زیر سایه درختی بزرگ در پاراچنار (منطقه کرم)، ۱۹۲۹.
«طوری‌های نجیب و روحانی»، کرم، حدود ۱۸۹۵. عکس از فردریک سنت جان گور.
«طوری‌های نجیب و روحانی»، کرم، حدود ۱۸۹۵. عکس از فردریک سنت جان گور.

نویسنده: ریاض احمد رضوی، خانه فرهنگ ج.ا.ایران در پیشاور

منابع:

1- محمد حیات خان، «افغانستان و ساکنان آن»، ص ۲۲۷

2- راوِرتی، «یادداشت‌هایی درباره افغانستان»، ص ۴۴

3- کریستین نویل، «دولت و قبیله در افغانستان قرن نوزدهم»، ص ۱۷۴

4- همان، ص ۱۷۵

5- سر ویلیام بارتون، «مرز شمال‌غرب هند»، ص ۵۲

6- «یورش‌های مرزی و ماوراءبحر در هند»، جلد ۲، ص ۳۰۵

کد خبر 26399

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =